می دانم
چشمانت انتظار هدیه ای را قدم می زند
هدیه ای خواهم داد
جعبه ای مملو از واژه هایی گنگ
راستی ، گذشت ، مردانگی ، مروت
روزی که آن را باز کردی
شایدموهایت به میهمانی آسیاب رفته باشند
و شاید بزرگ شده باشی
بزرگ
تولدم مبارک...
همه ما و کسانی که یه کم با رایانه سر و کار دارند می دونند که رایانه با منطق صفر و یک کار می کنه، یعنی داده هایی که به رایانه داده می شود یا "صفر" هستند یا "یک" و غیر از این رایانه چیز دیگری نمی شناسد.مثلا ۱/۵ یا ۰/۲۵ ندارد.
خوب از زمانی که با سیاست آشنا شدم و بخصوص در جریان اتفاقات اخیر شباهت زیادی بین منطق رایانه و سیاست در کشور خودمون دیدم.دیدم که در کشور ما هم افراد مثل رایانه فقط دو دسته هستند یا "چپ" یا "راست"!!!
مثلا وقتی خود من از جناح چپ انتقاد می کردم در نظر افراد یک راستی به حساب می آمدم و وقتی از راست انتقاد می کردم یک چپی!!!
در حوادث و اتفاقات قبل و بعد از انتخابات هم هنگامی که در جمع طرفداران آقای موسوی از ایشان انتقاد می کردم همه می گفتند پس تو به احمدی نژاد رای می دهی و هنگامی که در جمع طرفداران احمدی نژاد از او انتقاد می کردم باز هم همه می گفتند خوب پس تو به موسوی رای خواهی داد!!!
مگر نمی شود نه این طرف بود نه آنطرف؟!یعنی باید مثل رایانه فقط صفر یا یک باشیم و چیزی میان این دو وجود ندارد؟!
به نظر من باید طرفدار حقیقت بود نه طرفدار شخصُ گروه یا حزبی خاص...
باید حقیقت حرف رو از گفتار گوینده دریافت کرد بدون آنکه بدانیم که چه کسی می گوید. به فرموده امام علی (ع):ببین چی میگه نبین کی میگه.
همانطور که درقرآن هم گفته شده از فردگرایی و گروه گرایی پرهیزکنید تا در انتخاب راه حق دجار اشتباه نشوید.
ولی تا حالا فکر کردید که یک فرد کت و شلواریه کراوات زده که بوی ادکلنش هزار متر دور و برش رو پر می کنه و صورتش سه تیغه و اصلا نماز نمی خونه و ... هم میتونه متعصب و متحجر باشه؟!
به نظر من بله هستند افرادی که داعیه تمدن رو دارند ولی متاسفانه نه تنها متمدن نیستند بلکه متجدد و بعضا متحجرند.کسانی که نخواستند از این بر پشت بام بیفتند ولی آنقدر عقب عقب رفتند تا از اون بر پشت بام افتاند.
شاید در نگاه اول که این افراد رو می بینیم فکر می کنیم بله دیگه آخر روشنفکر و اندیشمند هستند ولی با یک کم صحبت و آشنایی بیشتر متوجه می شویم که این ها هم افرادی متعصب و متحجر البته از نوع بی مذهبش هستند.
در جامعه الان هم که نگاه می کنیم افراد اینچنینی را بسیار می بینیم. کسانی که خیال می کنند که باید با مذهب مخالف باشند، با اسلام مخالف باشند، با ولایت وفقه مخالف باشند تا متعصب و متحجر جلوه نکنند.
کسانی که افتخار می کنند مخالف نظام هستند، افتخار می کنند که فقط کانال های ماهواره ای رو نگاه می کنیم و یادمون نمیاد آخرین بار کی تلویزیون ایران رو نگاه کردیم و از این قبیل حرفها...
ادامه دارد...
خوب توی درگیری همیشه کسانی هستند که بخوان از شرایط ایجاد شده سواستفاده کنند.آیا مهندس تونستی خط خودتو از اون عده جدا کنی؟!
گفتی می خوام یه جنبش به نام جنبش سبز تشکیل بدم.گفتم این خوبه به هر حال از این راه میشه بهتر به نتیجه رسید.ولی باز هم دیدم خوب،جنبشی که هیچ خط قرمزی برای عضویت نداره و هر کسی از راه رسید می تونه وارد اون بشه آیا می تونه به خواسته های اون همه جواب بده؟!وقتی می بینم کانال های ماهواره ای سلطنت طلب و ضد انقلاب و ... گوشه تصویر خودشون نشان سبز می زنند و از این جنبش حمایت می کنند و خودشون رو عضو این جنبش معرفی می کنند چطور نباید به صلاحیت این جنبش و اعضای اون و رهبرانش که داعیه پیروی از آرمان های امام و انقلاب را دارن شک کنم؟!
حتما عناصر ضد انقلاب مثل مجاهدین خلق و امثالهم برای رسیدن به اهدافشون که مطمئنا با اهداف انقلاب در تضاد است(سابقه این افراد این رو مشخص می کنه) یک مسیری رو در جنبش سبز دیدن که به حمایت از این جنبش روی آرودن...
مهندس دیدی که از روز اول که برای من و دیگران اصلاح طلب بودن و یا اصولگرا بودنت مشخص نشد الان هم موضع تو در قبال این هواداری ها مشخص نیست پس بگذار در تو شک کنم...
حرف زیاد دارم ولی مهندس اگر یک درصد هم احتمال بدی که تقلبی صورت نگرفته و تو به مردم دروغ گفته باشی آیا خودت رو می بخشی؟چه طور می خواهی این بدبینی ایجاد شده در جامعه را از بین ببری؟!طرفداران تو اگر صد بار هم بگویی من اشتباه کردم و تقلب صورت نگرفته ، فکر نمی کنم حرفت رو قبول کنند...
شاید ادامه داشته باشد...
ولی پس از چند وقت از حضور ایشون با توجه به رفتارهایی که از خودش نشون می داد و صحبت هایی که می کرد سوالاتی تو ذهن من درباره اش ایجاد شد که نه خودش جواب داد نه هواداراش...
سوالاتی که برای خیلی ها ایجاد شد ، سوالاتی که باعث شد من نتونم قاطعانه و با دلیل از ایشون حمایت کنم...
یکی اینکه هیوقت به روشنی دلیل حضورش رو بعد از ۲۰ سال گوشه نشینی سیاسی اعلام نکرد. البته گفت که با تورم ۲۵ درصد احساس خطر کرده و یا از برخورد دولت با دانشجویان و قشر مثلا فرهیخته نگران شده ولی نگفت چرا در زمان تورم ۵۰ درصدی دولت سازندگی و حادثه کوی دانشگاه در دولت اصلاحات این احساس بهش دست نداده؟؟؟
خوب از این دست سوالات زیاد بود باز مثلا هیچ وقت موضع مناسبی در قبال بعضی از طرفدارانش اتخاذ نکرد...
چرا حزبی مثل نهضت آزادی از او حمایت کرده؟چرا عناصر سلطنت طلب در داخل و خارج از کشور به حمایت از او پرداخته اند؟گفت : "من نمی تونم بگم که از من حمایت نکنید..."
از قدیم گفتن اگر کسی رو میخواهی بشناسی نگاه کن دور و برش چه کسانی هستند...من هم نگاه کردم!!!
اینها گذشت ، انتخابات برگزار شد ، گفتند احمدی نژاد ۲۴ میلیون رای آورده...
مهندس گفتی تقلب شده ، خوب من هم به صحت انتخابات شک کردم و گفتم بله تو درست میگی ولی با کدام دلیل؟!
منتظر شدم دلایال قانع کننده ای بیاری ولی افسوس که نداشتی...مهندس با این حرفت یعنی به بیش از ۴۰۰ هزار نفر مسئول اجرایی انتخابات تهمت زدی...نمی دونم به ملت هم خیانت کردی یا نه؟!
گفتی بریزید تو خیابونها حقتون رو بگیرید...گفتم کدوم حق؟!کدوم راه؟ مگر نه اینکه "حق" رو نمیشه جز از راه "حق" گرفت؟پس ریختن به خیابان و درگیری و کشته شدن جوان ها و ...این راه حقه؟!
کشته شدن،زخمی شدن،به زندان رفتن ، از درس و زندگی افتادن برای تو جناب مهندس ولی آیا تونستی ادعای خودتو ثابت کنی؟!آیا تونستی جواب خون جوان ها رو بدی؟!
ادامه دارد...
مثلا یه دتر رو ببینید تو جامعه ما که به قول معروف فشن(FATION) میگرده سریع بهش انگ سیاسی میزنن و میگن ضد انقلابه و نظام جمهوری اسلامی!!! رو قبول نداره... .
یا این روزا هرکی لباس سبز می پوشه یا رنگ حداقل یکی از وسایل شخصیش سبز باشه طرفدار جنبش سبز معرفی میشه و ضد نظام و ولایت فقیه و ...
فوتبال مستقیم پخش نمیشه میگن سیاسی بوده!!!آنفولانزای خوکی میاد میگن سیاسی بوده!!!هواپیما سقوط میکنه ۲۰۰ ، ۳۰۰ نفر میمیرند میگن سیاسی بوده!!!مرغ گرون میشه میگن سیاسی بوده!!!طرف میمیره میگن سیاسی بوده ، متولد میشه میگن سیاسی بوده...
حتی چند روز پیش یکی از دوستان می گفت:"ما متولدین سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ همه به خاطر کوپن متولد شدیم..."یعنی باز هم سیاسی شدیم!!!
البته خوب شاید تقصیری هم نداشته باشیم چون ملتی هسیم که همیشه می خواهیم همه چیز رو پیچیده جلوه بدیم و مسائل ساده رو قبول نداریم.همیشه منتظر دست های پشت پرده ایم که رو بشه ، همیشه می خوایم اینجوری فکر کنیم که بازیچه یه سری عوامل خارجی یا داخلی شدیم... .
خوب دوست داریم اینجوری زندگی کنیم "پیچیده و مشکل"
شهادت اسوه عدالت بر تمامی عدالتخواهان تسلیت باد...
شبهه را از آن روى شبهه گفته
اند كه به حق شباهت دارد، هر چند، باطل است .ولى دوستان خدا، بدان گرفتار نشوند كه چراغ یقین در دست دارند و
رهبرشان هدایت و رستگارى است . اما دشمنان خدا را ضلالت و گمراهى بدان فرا مى
خواند و راهنمایشان كورى است . نه آن كس كه از مرگ بترسد از مرگ رهایى خواهد یافت
و نه آن كس كه دوستدار زیستن جاوید است از عمر ابد بهره مند گردد
خطبه ی 39 نهج البلاغه.
اناانزلناه فی لیله القدر
و ماادریک ما لیله القدر
لیله القدر خیر من الف شهر
تنزل الملائکه والروح، فیها باذن ربهم من کل امر
سلام هی حتی مطلع الفجر »
« ما «آن» را فرود آوردیم درشب قدر
و چه میدانی که شب قدر چیست؟
شب قدر از هزار ماه برتر است
فرشتگان و آن روح دراین شب فرود میآیند
به اذن خداوندشان از هر سو
سلام بر این شب تا آنگاه که چشمه خورشید ناگهان میشکافد!
تاریخ قبرستانی است طولانی و تاریک، ساکت و غمناک، قرنها از پس قرنها هم تهی و هم سرد، مرگبار و سیاه و نسلها در پی نسلها، همه تکراری و همه تقلیدی، و زندگیها، اندیشهها و آرمانها همه سنتی و موروثی، فرهنگ و تمدن و هنر و ایمان همه مرده ریگ!
ناگاه در ظلمت افسرده و راکد شبی از این شبهای پیوسته، آشوبی، لرزهای، تکان و تپشی که همه چیز را بر میشود و همه خوابها را برمیآشوبد و نیمه سقفها را فرو میریزد. انقلابی در عمق جانها و جوششی در قلب وجدانهای رام و آرام، درد و رنج و حیات و حرکت و وحشت و تلاش و درگیری و جهد و عشق و عصیان و ویرانگری و آرمان و تعهد، ایمان و ایثار! نشانههایی از یک «تولید بزرگ»، شبی آبستن یک مسیح، اسارتی زاینده یک نجات! همه جا ناگهان، «حیات و حرکت»، آغاز یک زندگی دیگر، پیداست که فرشتگان خدا همراه آن «روح» در این شب به زمین، به سرزمین، به این قبرستان تیره و تباه که در آن انسانها، همه اسکلت شدهاند، فرود آمدهاند.
این شب قدر است.
شب سرنوشت، شب ارزش، شب تقدیر بر یک انسان نو، آغاز فردایی که تاریخی نور را بنیاد میکند. این شب از هزار ماه برتر است، شب مشعری است که صبح عید قربانی را در پی دارد و سنگباران پرشکوه آن سه پایگاه ابلیسی را! شب سیاهی که در کنار دروازه منی است، سرزمین عشق و ایثار و قربانی و پیروزی!
و تاریخ همه این ماههای مکرر است، ماههایی همه مکرر یکدیگر، سالهایی تهی و عقیم، قرنهایی که هیچ چیز نمیآفرینند، هیچ پیامی بر لب ندارند، تنها می گذرند و پیر میکنند و همین و در این صف طولانی و خاموش، هر از چندیشبی پدیدار میگردد که تاریخ میسازد، که انسان نو میآفریند و شبی که باران فرشتگان خدایی باریدن میگیرد، شبی که آن روح در کالبد زمان میدمد، شب قدر!
شبی که ازهزار ماه برتر است، آنچنانکه بیست و چند سال بعثت محمد، از بیست و چند قرن تاریخ ما برتر بود. سالهایی که آن «روح» برملتی و نسلی فرود میآید از هزار سال تاریخ وی برتر است. و اکنون، براندام این اسلام اسلکت شده، برگور این نسل مدفون و برقبرستان خاموش ما، نه آن روح فرود آمده است، سیاهی و ظلمت و وحشتشب هست، اما شب قدر؟
شبی که باران فرو میبارد، هر قطرهاش فرشتهای است که بر این کویر خشک و تافته، در کام دانه ای، بوته خشکی و درخت سوختهای و جان عطشناک مزرعهای فرو میافتد و رویش و خرمی و باغ و گل سرخ را نوید میدهد. چه جهل زشتی است در این شب قدر بودن و در زیر این باران ماندن و قطرهای از آن برپوست تن و پیشانی و لب وچشم خویش حس نکردن، خشک و غبار آلود زیستن و مردن! هرکسی یک تاریخ است. عمر، تاریخ هر انسانی است و در این تاریخ کوتاه فردی، که ماهها همه تکراری و سردوبی معنی می گذرد، گاه شب قدری هست و درآن از همه افقهای وجودی آدمی فرشته میبارد و آن روح، روح القدس، جبرئیل پیامآور خدایی برتو نازل میشود و آنگاه بعثتی، رسالتی، و برای ابلاغ، از انزوای زندگی و اعتکاف تفکر و عبادت وخلوت فراغت و بلندی کوه فردیت خویش به سراغ خلق فرودآمدنی و آنگاه، در گیری و پیکار و رنج و تلاش و هجرت و جهاد و ایثار خویش به پیام!
که پس از خاتمیت، پیامبری نیست، اما هر آگاهی وارث پیامبران است! آن «روح» اکنون فرود آمده است، در شب قدر بسر میبریم. سالها، سالهای شب قدر است، در این شبی که جهان ما را در کام خود فرو برده است و آسمان ما را سیاه کرده است، باران غیبی باریدن گرفته است، گوش بدهید، زمزمه نرم و خوش آهنگ آن را میشنوید، حتی صدای روییدن گیاهان را درشب این کویر میتوان شنید.
سلام بر این شب، شب قدر شبی که از هزار ماه، از هزار سال و هزار قرن برتر است، سلام، سلام،سلام،... تا آن لحظه که خورشید قلب این سنگستان را بناگاه بشکافد، گل سرخ فلق برلبهای فسرده این افق بشکفد و نهر آفتاب بر زمین تیره ما ... و بر ضمیر تباه ما نیز جاری گردد. تا صبح بر اینشب سلام !
استاد عزیز باید به خاطر داشته باشند، همان ملتی که از کشته شدن چند ده عزیزشان به دلیل بی تدبیری و حماقت عده ای عصبانی اند؛ به مراتب از دست کشور بیگانه ای که با حمایت مستقیم نظامی و سیاسی از غاصب به این خاک یا مستقلا (فقط در یک مورد هدف قراردادن هواپیمای مسافربری) باعث عزادارشدن صدهاهزار خانواده ایرانی شد خشمگین ترند و جنایتهایش را از یاد نبرده اند.
استاد عزیز متوجه هستند که رسانه دولت آمریکا ایشان را فقط و فقط برای افزایش اعتبار رسانه ای خود و شعله ورتر کردن ناآرامی ها در کشورمان، عزیز می شمارد وگرنه کافی است که استاد گرامی که سالهاست با صدایشان زندگی کرده ایم، اندکی و فقط اندکی، علیه منافع آمریکا صحبت کنند تا ببینند همین رسانه چگونه ایشان را بایکوت یا با ایشان رفتار خواهد کرد.

خوب برای من خیلی جالب بود.چرا که یه قول خود مسئولین اینان تا الان فقط متهم هستند،یعنی هنوز جرمشون اثبات نشده و در حال رسیدگیه!!!
خیلی راحت این جریان از رسانه ملی پخش میشه...حالا بیایم و احتمال بدیم که یکی از این افراد فقط یکی ! تبرئه بشه،اون وقت کی می خواد جواب آبرو و حیثیت اونو بده؟!؟!
و یک سوال؟؟؟
متهمان کهریزک کجا هستن؟کسانی که به حقوق همین افراد تجاوز کردند؟جوان مردم رو به کام مرگ فرستادن؟چرا اسامیشون اعلام نمیشه؟چرا دادگاه علنی ندارند؟چرا ما نباید بفهمیم چه اتفاقی تو کهریزک افتاده؟و چرا رسانه ملی همیشه یک طرفه عمل میکنه؟؟؟

